ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1414
سفرنامه شاردن ( فارسى )
تعمق به پايان اين ماجرا نگريست و دريافت كه دير يا زود دست اندركاران اين توطئه وحشتناك همه شناخته و اعدام مىشوند تصميم كرد پيش از آنكه به عواقب وخيم آن گرفتار آيد از نقشهء شوم جانى خان پرده برگيرد . وى شامگاهان خود را به دربار رساند و آنچه مىدانست به صاحبمنصب مسؤول حرمسرا باز گفت ، و اظهار داشت قرار بر اينست كه سوء قصد روز بعد انجام پذيرد . در آغاز اين گزارش چنان كه بايد مورد توجه قرار نگرفت ، اما چون به هر روى خطر متوجه ملكهء مادر و چند تن از خواجگان بود و امكان داشت بر اثر آسانگيرى دشمنان بر ايشان دست يابند و قطعه قطعه كنند شاه بامداد ديگر فرمان داد جملهء آن جرمكاران را دستگير و بدون محاكمه اعدام كنند . آن روز كه پنجمين روز پس از كشته شدن ساروتقى بود پادشاه سراپا لباس سرخ پوشيد ، و اين نشان آن بود كه در آن روز يكى از بزرگان به فرمان شاه كشته مىشود . صبحگاهان شاه به تالارى كه درباريان و بزرگان و جاهمندان در آن اجتماع كرده بودند درآمد و خطاب به جانى خان گفت : اى خيانتگر ، اى بيمار - دل ، چه ترا بر آن داشت كه صدر اعظم مرا بكشى ؟ او خواست جواب بگويد ، اما شاه به وى فرصت نداد او به ناگاه از جاى برخاست و با صداى بلند به خشم فرياد زد : بزنيد . و پس از اداى اين دستور به اتاق پيوسته به تالار كه با ديوارى از آن جدا مىشد رفت . همان دم پاسداران از مخفيگاه خود بيرون جستند و به ضرب تبر همه مجرمان را بر روى فرشهاى ابريشمين زربافت پاره پاره كردند . در همان هنگام گروهى ديگر از نگهبانان با دو تن از خواجههاى نامبردار به كشتن مجرمان ديگر مأمور شدند . برخى از آنان در خانههاشان ، و بعضى ديگر در گرمابهها پنهان شده بودند . در مجموع چهار نفر از حاكمان ايالات ، فرمانده كلّ توپخانه ، و سه نفر ديگر كشته و مثله شدند . دو ساعت بعد قطعات جسدهاى آنها را در ميدان شاه جلو در بزرگ كاخ ريختند . در آنجا باربران و برخى دورهگردان جامه حتى پيراهنهاى آنان را از تنشان جدا كردند و براى اينكه عورتشان نمايان نماند مشتى خاك بر آنها ريختند . اجساد آنان براى عبرت بينندگان سه روز همچنان بر جاى بود . از آن پس به گورستان بيرون شهر بردند و در گودالى بر روى هم ريختند و به خاك پوشاندند . مادر شاه پس از اينكه از قوىترين دشمنانش بدينسان انتقام گرفت در صدد